[[{"content_id":12366,"content_number":0,"portal_id":100,"lang_id":"fa","content_title":"سیری در زندگی حضرت علی (علیه السلام)","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"حضرت  على (ع ) نخستین  فرزند خانواده  هاشمى  است  که  پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم اند. پدرش  ابوطالب  فرزند عبدالمطلب  فرزند هاشم  بن  عبدمناف  است","content_summary_fill":1,"content_body":"&nbsp;\r\n\r\nکیفیت ولادت حضرت علی(ع)\r\n\r\nحضرت على (ع ) نخستین فرزند خانواده هاشمى است که پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم اند. پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف مى باشد. خاندان هاشمى از لحاخ فضائل اخلاقى و صفات عالیه انسانى در قبیله قریش و این طایفه در طوایف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت و بسیارى از فضایل دیگر اختصاص به بنى هاشم داشته است . یک از این فضیلت ها در مرتبه عالى در وجود مبارک حضرت على (ع ) موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زایمان راه مسجدالحرام را در پیش گرفت و خود را به دیوار کعبه نزدیک ساخت و چنین گفت :\r\n\r\n&quot; خداوندا ! به تو و پیامبران و کتاب هایى که از طرف تو نازل شده اند و نیز به سخن جدم ابراهیم سازنده این خانه ایمان راسخ دارم . پرودگارا ! به پاس احترام کسى که این خانه را ساخت ، و به حق( 2) &quot; کودکى که در رحم من است ، تولد این کودک را بر من آسان فرما ! لحظه اى نگذشت که دیوار جنوب شرقى کعبه در برابر دیدگان عباس بن عبدالمطلب و یزید بن تعف شکافته شد.\r\n\r\nفاطمه وارد کعبه شد، و دیوار به هم پیوست . فاطمه تا سه روز در شریف ترین مکان گیتى مهمان خدا بود. و نوزاد خویش سه روز پس از سیزدهم رجب سى ام عام الفیل فاطمه (3) را به دنیا آورد. دختر اسد از همان شکاف دیوار که دوباره گشوده شده بود بیرون آمد و گفت: ( 4) &quot; پیامى از غیب شنیدم که نامش را &quot; على &quot; بگذار. &quot;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدوران کودکى :\r\n\r\nحضرت على (ع ) تا سه سالگى نزد پدر و مادرش بسر برد و از آن جا که خداوند مى خواست ایشان به کمالات بیشترى نائل آید، پیامبر اکرم (ص )وى را از بدو تولد تحت تربیت غیر مستقیم خود قرار داد. تا آن که ، خشکسالى عجیبى در مکه واقع شد. ابوطالب عموى پیامبر، با چند فرزند با هزینه سنگین زندگى روبرو شد. رسول اکرم (ص ) با مشورت عموى خود عباس توافق کردند که هر یک از آنان فرزندى از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشایشى در کار ابوطالب باشد. عباس ، جعفر را و پیامبر(ص )،(5) على (ع ) را به خانه خود بردند. به این طریق حضرت على (ع ) به طور کامل در کنار پیامبر قرار گرفت . على (ع ) آنچنان با پیامبر(ص )همراه بود، حتى هرگاه پیامبر از شهر(6) خارج مى شد و به کوه و بیابان مى رفت او را نیز همراه خود مى برد.\r\n\r\nبعثت پیامبر(ص ) و حضرت على (ع ) : \r\n\r\nشکى نیست که سبقت در کارهاى خیر نوعى امتیاز و فضیلت است . و خداوند در آیات بسیارى بندگانش را به انجام آن ها، و سبقت گرفتن بر یکدیگر(7) دعوت فرموده است . از فضایل حضرت على (ع ) است که او نخستین فرد ایمان آورنده به پیامبر(ص ) باشند.\r\n\r\nابن ابى الحدید در این باره مى گوید: بدان که در میان اکابر و بزرگان و متکلمین گروه &quot; معتزله &quot; اختلافى نیست که على بن ابیطالب نخستین فردى است که به اسلام ایمان آورده و پیامبر خدا را تایید کرده است .\r\n\r\nحضرت على (ع ) نخستین یاور پیامبر(ص ) : \r\n\r\nپس از وحى خدا و برگزیده شدن حضرت محمد(ص ) به پیامبرى و سه سال دعوت مخفیانه ، سرانجام پیک وحى فرا رسید و فرمان دعوت همگانى داده شد. در این میان تنها حضرت على (ع ) مجرى طرح هاى پیامبر(ص ) در دعوت الهیش و تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضیافتى بود که وى براى آشناکردن خویشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دین خدا ترتیب داد. در همین ضیافت پیامبر(ص ) از حاضران سؤوال کرد: چه کسى از شما مرا در این راه کمک مى کند تا برادر و وصى و نماینده من در میان شما باشد ؟ \r\n\r\nفقط على (ع ) پاسخ داد: اى پیامبر خدا ! من تو را در این راه یارى مى کنم  .\r\n\r\nپیامبر(ص ) بعد از سه بار تکرار سؤوال و شنیدن همان جواب فرمود: اى خویشاوندان و بستگان من ، بدانید که على (ع ) برادر و وصى و خلیفه پس از من در میان شماست . از افتخارات دیگر حضرت على (ع ) این است که با شجاعت کامل براى خنثى کردن توطئه مشرکان مبنى بر قتل رسول خدا(ص ) در بستر ایشان خوابید و زمینه هجرت پیامبر(ص ) را آماده ساخت .\r\n\r\nحضرت على (ع ) بعد از هجرت :\r\n\r\nبعد از هجرت حضرت على (ع ) و پیامبر(ص ) به مدینه دو نمونه از فضایل على (ع ) را بیان مى نمائیم :\r\n\r\n1. جانبازى و فداکارى در میدان جهاد: حضور وى در 26 غزوه از 27 غزوه پیامبر(ص ) و شرکت در سریه هاى مختلف از افتخارات و فضایل آن حضرت است .\r\n\r\n2. ضبط و کتابت وحى (قرآن ) کتابت وحى و تنظیم بسیارى از اسناد تاریخى و سیاسى و نوشتن نامه هاى تبلیغى و دعوتى از کارهاى حساس و پرارج امام (ع ) بود. ایشان آیات قرآن چه مکى و چه مدنى ، را ضبط مى کرد. به همین علت است که وى را از کاتبان وحى و حافظان قرآن به شمار مى آورند. در این دوران بود که پیامبر(ص ) فرمان اخوت و برادرى مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت على (ع ) پیمان برادرى و اخوت بست و به حضرت على (ع ) فرمود: &quot; تو برادر من در این جهان و سراى دیگر هستى . به خدایى که مرا به حق برانگیخته است ... تو را به برادرى خود انتخاب مى کنم ، اخوتى که دامنه آن هر دو جهان (8)را فرا گیرد. &quot;\r\n\r\nحضرت على (ع ) داماد رسول اکرم (ص ) : \r\n\r\nعمر و ابوبکر با مشورت با سعد معاذ رئیس قبیله اوس دریافتند جز على (ع ) کسى شایستگى زهرا(س ) را ندارد. لذا هنگامى که على (ع ) در میان نخل هاى باغ یکى از انصار مشغول آبیارى بود موضوع را با ایشان در میان نهادند و ایشان فرمود: دختر پیامبر(ص ) مورد میل و علاقه من است . و به سوى خانه رسول به راه افتاد. وقتى به حضور رسول اکرم (ص ) رسید، عظمت محضر پیامبر(ص ) مانع از آن شد که سخنى بگوید، تا این که رسول اکرم (ص ) علت رجوع ایشان را جویا شد و حضرت على (ع ) با تکیه به فضایل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود: &quot; آیا صلاح مى دانید که فاطمه را در عقد من در آورید ؟ &quot; پس از موافقت حضرت زهرا(س ) آن حضرت به دامادى رسول اکرم (ص ) نائل آمدند.\r\n\r\nغدیر خم :\r\n\r\nپیامبر(ص ) بعد از اتمام مراسم حج در آخرین سال عمر پربرکتش درراه برگشت در محلى به نام غدیرخم در نزدیکى جحفه دستور توقف داد، زیرا پیک وحى فرمان داده بود که پیامبر(ص ) باید رسالتش را به اتمام (9)برساند. پس از نماز ظ هر پیامبر(ص ) بر بالاى منبرى از جهاز شتران رفت و فرمود:\r\n\r\n&quot; اى مردم ! نزدیک است که من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم درباره من چه فکر مى کنید ؟ &quot; مردم گفتند :&quot; گواهى مى دهیم که تو آیین خدا را تبلیغ مى کردى  &quot;\r\n\r\nپیامبر فرمود: &quot; آیا شما گواهى نمى دهید که جز خداى یگانه ، خدایى نیست و محمد بنده خدا و پیامبر اوست ؟ &quot;\r\n\r\nمردم گفتند: &quot; آرى ، گواهى مى دهیم . &quot;\r\n\r\nسپس پیامبر(ص ) دست حضرت على (ع ) را بالا گرفت و فرمود: &quot; اى مردم ! در نزد مؤمنان سزاوارتر از خودشان کیست ؟\r\n\r\n&quot; مردم گفتند: &quot; خداوند و پیامبر او بهتر مى دانند. &quot; سپس پیامبر فرموند:\r\n\r\n&quot; اى مردم ! هر کس من مولا و رهبر او هستم ، على هم مولا و رهبر اوست . &quot; و این جمله را سه بار تکرار فرمودند.\r\n\r\nبعد مردم این انتخاب را به حضرت على (ع ) تبریک گفتند و با وى بیعت نمودند.\r\n\r\nحضرت على (ع ) بعد از رحلت رسول اکرم (ص ) : \r\n\r\nپس از رحلت رسول اکرم (ص ) به علت شرایط خاصى که بوجود آمده بود ،حضرت على (ع ) از صحنه اجتماع کناره گرفت و سکوت اختیار کرد. نه در جهادى شرکت مى کرد و نه در اجتماع به طور رسمى سخن مى گفت . شمشیر در نیام کرد و به وظ ایف فردى و سازندگى افراد مى پرداخت . فعالیت هاى امام در این دوران به طور خلاصه این گونه است  :\r\n\r\n1. عبادت خدا آن هم در شان حضرت على (ع )\r\n\r\n2. تفسیر قرآن و حل مسائل دینى و فتواى حکم حوادثى که در طول 23 سال زندگى پیامبر(ص ) مشابه نداشت .\r\n\r\n3. پاسخ به پرسش هاى دانشمندان ملل و شهرهاى دیگر.\r\n\r\n4. بیان حکم بسیارى از رویدادهاى نوظ هور که در اسلام سابقه نداشت .\r\n\r\n5. حل مسائل هنگامى که دستگاه خلافت در مسائل سیاسى و پاره اى از مشکلات با بن بست روبرو مى شد.\r\n\r\n6. تربیت و پرورش گروهى که از ضمیر پاک و روح آماده ، براى سیر و سلوک برخوردار هستند.\r\n\r\n7. کار و کوشش براى تامین زندگى بسیارى از بینوایان و درماندگان تا آن جا که با دست خویش باغ احداث مى کرد و قنات استخراج مى نمود و سپس آن ها را در راه خدا وقف مى نمود.\r\n\r\nخلافت حضرت على (ع ) : \r\n\r\nدر زمان خلافت حضرت على (ع ) جنگ هاى فراوانى رخ داد از جمله صفین ، جمل و نهروان که هر یک پیامدهاى خاصى به دنبال داشت .\r\n\r\nشهادت امام على (ع ) : \r\n\r\nبعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخى از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادى ، و برک بن عبدالله تمیمى و عمروبن بکر تمیمى در یکى از شب ها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونریزى ها و جنگ هاى داخلى را بررسى کردند و از نهروان و کشتگان خود یاد کردند و سرانجام به این نتیجه رسیدند که باعث این خونریزى و برادرکشى حضرت على (ع ) و معاویه و عمروعاص است . و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند، مسلمانان تکلیف خود را خواهند دانست . سپس با هم پیمان بستند که هر یک از آنان متعهد کشتن یکى از سه نفر گردد.ابن ملجم متعهد قتل امام على (ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند. آن شب حضرت على (ع ) در خانه دخترش مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند، وقتى موضوع را با دخترش در میان نهاد، ام کلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستید.حضرت على (ع ) فرمود: از قضاى الهى نمى توان گریخت . آنگاه کمربند خود را محکم بست و در حالى که این دو بیت را زمزمه مى کرد عازم مسجد شد. کمر خود را براى مرگ محکم ببند، زیرا مرگ تو را ملاقات خواهدکرد.و از مرگ ، آنگاه که به سراى تو در آید(10). جزع و فریاد مکن ابن ملجم ، در حالى که حضرت على (ع ) در سجده بودند، ضربتى بر فرق مبارک خون از سر حضرتش در محراب جارى شد و محاسن (11) آن حضرت وارد ساخت . شریفش را رنگین کرد.\r\n\r\nدر این حال آن حضرت فرمود: &quot; فزت و رب الکعبه &quot; به خداى کعبه سوگند که رستگار شدم سپس آیه 55 سوره طه را تلاوت فرمود: &quot; شما را از خاک آفریدیم و در آن بازتان مى گردانیم و بار دیگر از آن (12)بیرونتان مى آوریم . حضرت على (ع ) در واپسین لحظات زندگى نیز به فکر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنین وصیت فرمود: &quot; شما را به پرهیزکارى سفارش مى کنم و به اینکه کارهاى خود را منظم کنید و اینکه همواره در فکر اصلاح بین مسلمانان باشید. یتیمان را فراموش نکنید، حقوق همسایگان را مراعات کنید. قرآن را برنامه ى عملى خود قرار دهید. نماز را بسیار گرامى بدارید که ستون دین شماست .&quot; حضرت على (ع ) در 21 ماه رمضان به شهادت رسید و در نجف اشرف به خاک سپرده شد، و مزارش میعادگاه عاشقان حق و حقیقت شد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p style=\"text-align:justify\"> <\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><strong><span dir=\"RTL\">کیفیت ولادت حضرت علی(ع<\/span><\/strong><strong>)<\/strong><\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">حضرت على (ع ) نخستین فرزند خانواده هاشمى است که پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم اند. پدرش ابوطالب فرزند عبدالمطلب فرزند هاشم بن عبدمناف است و مادر او فاطمه دختر اسد فرزند هاشم بن عبدمناف مى باشد<\/span>. <span dir=\"RTL\">خاندان هاشمى از لحاخ فضائل اخلاقى و صفات عالیه انسانى در قبیله قریش و این طایفه در طوایف عرب ، زبانزد خاص و عام بوده است . فتوت ، مروت ، شجاعت و بسیارى از فضایل دیگر اختصاص به بنى هاشم داشته است . یک از این فضیلت ها در مرتبه عالى در وجود مبارک حضرت على (ع <\/span>) <span dir=\"RTL\">موجود بوده است . فاطمه دختر اسد به هنگام درد زایمان راه مسجدالحرام را در پیش گرفت و خود را به دیوار کعبه نزدیک ساخت و چنین گفت <\/span>:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\">\" <span dir=\"RTL\">خداوندا ! به تو و پیامبران و کتاب هایى که از طرف تو نازل شده اند و نیز به سخن جدم ابراهیم سازنده این خانه ایمان راسخ دارم <\/span>. <span dir=\"RTL\">پرودگارا ! به پاس احترام کسى که این خانه را ساخت ، و به حق( 2<\/span>) \" <span dir=\"RTL\">کودکى که در رحم من است ، تولد این کودک را بر من آسان فرما<\/span> ! <span dir=\"RTL\">لحظه اى نگذشت که دیوار جنوب شرقى کعبه در برابر دیدگان عباس بن عبدالمطلب و یزید بن تعف شکافته شد<\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">فاطمه وارد کعبه شد، و دیوار به هم پیوست . فاطمه تا سه روز در شریف ترین مکان گیتى مهمان خدا بود. و نوزاد خویش سه روز پس از سیزدهم رجب سى ام عام الفیل فاطمه (3) را به دنیا آورد. دختر اسد از همان شکاف دیوار که دوباره گشوده شده بود بیرون آمد و گفت: ( 4) \" پیامى از غیب شنیدم که نامش را \" على \" بگذار<\/span>. \"<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"> <\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><strong><span dir=\"RTL\">دوران کودکى <\/span><\/strong>:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">حضرت على (ع <\/span>) <span dir=\"RTL\">تا سه سالگى نزد پدر و مادرش بسر برد و از آن جا که خداوند مى خواست ایشان به کمالات بیشترى نائل آید، پیامبر اکرم (ص )وى را از بدو تولد تحت تربیت غیر مستقیم خود قرار داد. تا آن که ، خشکسالى عجیبى در مکه واقع شد. ابوطالب عموى پیامبر، با چند فرزند با هزینه سنگین زندگى روبرو شد. رسول اکرم (ص ) با مشورت عموى خود عباس توافق کردند که هر یک از آنان فرزندى از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشایشى در کار ابوطالب باشد. عباس ، جعفر را و پیامبر(ص )،(5) على (ع ) را به خانه خود بردند. به این طریق حضرت على (ع ) به طور کامل در کنار پیامبر قرار گرفت . على (ع ) آنچنان با پیامبر(ص )همراه بود، حتى هرگاه پیامبر از شهر(6) خارج مى شد و به کوه و بیابان مى رفت او را نیز همراه خود مى برد<\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><strong><span dir=\"RTL\">بعثت پیامبر(ص ) و حضرت على (ع <\/span><\/strong><strong>) : <\/strong><\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">شکى نیست که سبقت در کارهاى خیر نوعى امتیاز و فضیلت است . و خداوند در آیات بسیارى بندگانش را به انجام آن ها، و سبقت گرفتن بر یکدیگر(7<\/span>) <span dir=\"RTL\">دعوت فرموده است . از فضایل حضرت على (ع ) است که او نخستین فرد ایمان آورنده به پیامبر(ص ) باشند<\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">ابن ابى الحدید در این باره مى گوید: بدان که در میان اکابر و بزرگان و متکلمین گروه \" معتزله \" اختلافى نیست که على بن ابیطالب نخستین فردى است که به اسلام ایمان آورده و پیامبر خدا را تایید کرده است <\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><strong><span dir=\"RTL\">حضرت على (ع ) نخستین یاور پیامبر(ص <\/span><\/strong><strong>) : <\/strong><\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">پس از وحى خدا و برگزیده شدن حضرت محمد(ص ) به پیامبرى و سه سال دعوت مخفیانه ، سرانجام پیک وحى فرا رسید و فرمان دعوت همگانى داده شد. در این میان تنها حضرت على (ع ) مجرى طرح هاى پیامبر(ص ) در دعوت الهیش و تنها همراه و دلسوز آن حضرت در ضیافتى بود که وى براى آشناکردن خویشاوندانش با اسلام و دعوتشان به دین خدا ترتیب داد. در همین ضیافت پیامبر(ص ) از حاضران سؤوال کرد: چه کسى از شما مرا در این راه کمک مى کند تا برادر و وصى و نماینده من در میان شما باشد ؟ <\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">فقط على (ع ) پاسخ داد: اى پیامبر خدا ! من تو را در این راه یارى مى کنم <\/span> .<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">پیامبر(ص <\/span>) <span dir=\"RTL\">بعد از سه بار تکرار سؤوال و شنیدن همان جواب فرمود: اى خویشاوندان و بستگان من ، بدانید که على <\/span>(<span dir=\"RTL\">ع ) برادر و وصى و خلیفه پس از من در میان شماست . از افتخارات دیگر حضرت على (ع ) این است که با شجاعت کامل براى خنثى کردن توطئه مشرکان مبنى بر قتل رسول خدا(ص ) در بستر ایشان خوابید و زمینه هجرت پیامبر(ص ) را آماده ساخت <\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><strong><span dir=\"RTL\">حضرت على (ع ) بعد از هجرت <\/span><\/strong>:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">بعد از هجرت حضرت على (ع ) و پیامبر(ص ) به مدینه دو نمونه از فضایل على (ع ) را بیان مى نمائیم <\/span>:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\">1. <span dir=\"RTL\">جانبازى و فداکارى در میدان جهاد: حضور وى در 26 غزوه از 27 غزوه پیامبر(ص ) و شرکت در سریه هاى مختلف از افتخارات و فضایل آن حضرت است <\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\">2. <span dir=\"RTL\">ضبط و کتابت وحى (قرآن ) کتابت وحى و تنظیم بسیارى از اسناد تاریخى و سیاسى و نوشتن نامه هاى تبلیغى و دعوتى از کارهاى حساس و پرارج امام (ع ) بود. ایشان آیات قرآن چه مکى و چه مدنى ، را ضبط مى کرد<\/span>. <span dir=\"RTL\">به همین علت است که وى را از کاتبان وحى و حافظان قرآن به شمار مى آورند. در این دوران بود که پیامبر(ص ) فرمان اخوت و برادرى مسلمانان را صادر فرمود و با حضرت على (ع ) پیمان برادرى و اخوت بست و به حضرت على (ع ) فرمود: \" تو برادر من در این جهان و سراى دیگر هستى . به خدایى که مرا به حق برانگیخته است ... تو را به برادرى خود انتخاب مى کنم ، اخوتى که دامنه آن هر دو جهان (8)را فرا گیرد<\/span>. \"<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><strong><span dir=\"RTL\">حضرت على (ع ) داماد رسول اکرم (ص <\/span><\/strong><strong>) : <\/strong><\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">عمر و ابوبکر با مشورت با سعد معاذ رئیس قبیله اوس دریافتند جز على (ع <\/span>) <span dir=\"RTL\">کسى شایستگى زهرا(س ) را ندارد. لذا هنگامى که على (ع ) در میان نخل هاى باغ یکى از انصار مشغول آبیارى بود موضوع را با ایشان در میان نهادند و ایشان فرمود: دختر پیامبر(ص ) مورد میل و علاقه من است . و به سوى خانه رسول به راه افتاد. وقتى به حضور رسول اکرم (ص <\/span>) <span dir=\"RTL\">رسید، عظمت محضر پیامبر(ص ) مانع از آن شد که سخنى بگوید، تا این که رسول اکرم (ص ) علت رجوع ایشان را جویا شد و حضرت على (ع ) با تکیه به فضایل و تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام فرمود: \" آیا صلاح مى دانید که فاطمه را در عقد من در آورید ؟ \" پس از موافقت حضرت زهرا(س ) آن حضرت به دامادى رسول اکرم (ص ) نائل آمدند<\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><strong><span dir=\"RTL\">غدیر خم <\/span><\/strong>:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">پیامبر(ص <\/span>) <span dir=\"RTL\">بعد از اتمام مراسم حج در آخرین سال عمر پربرکتش درراه برگشت در محلى به نام غدیرخم در نزدیکى جحفه دستور توقف داد، زیرا پیک وحى فرمان داده بود که پیامبر(ص ) باید رسالتش را به اتمام (9)برساند. پس از نماز ظ هر پیامبر(ص ) بر بالاى منبرى از جهاز شتران رفت و فرمود<\/span>:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\">\" <span dir=\"RTL\">اى مردم ! نزدیک است که من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم درباره من چه فکر مى کنید ؟ \" مردم گفتند :\" گواهى مى دهیم که تو آیین خدا را تبلیغ مى کردى <\/span> \"<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">پیامبر فرمود: \" آیا شما گواهى نمى دهید که جز خداى یگانه ، خدایى نیست و محمد بنده خدا و پیامبر اوست ؟<\/span> \"<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">مردم گفتند: \" آرى ، گواهى مى دهیم <\/span>. \"<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">سپس پیامبر(ص ) دست حضرت على (ع ) را بالا گرفت و فرمود: \" اى مردم ! در نزد مؤمنان سزاوارتر از خودشان کیست ؟<\/span><\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\">\" <span dir=\"RTL\">مردم گفتند: \" خداوند و پیامبر او بهتر مى دانند. \" سپس پیامبر فرموند<\/span>:<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\">\" <span dir=\"RTL\">اى مردم ! هر کس من مولا و رهبر او هستم ، على هم مولا و رهبر اوست . \" و این جمله را سه بار تکرار فرمودند<\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">بعد مردم این انتخاب را به حضرت على (ع ) تبریک گفتند و با وى بیعت نمودند<\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><strong><span dir=\"RTL\">حضرت على (ع ) بعد از رحلت رسول اکرم (ص <\/span><\/strong><strong>) : <\/strong><\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">پس از رحلت رسول اکرم (ص ) به علت شرایط خاصى که بوجود آمده بود ،حضرت على (ع ) از صحنه اجتماع کناره گرفت و سکوت اختیار کرد. نه در جهادى شرکت مى کرد و نه در اجتماع به طور رسمى سخن مى گفت . شمشیر در نیام کرد و به وظ ایف فردى و سازندگى افراد مى پرداخت . فعالیت هاى امام در این دوران به طور خلاصه این گونه است <\/span> :<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\">1. <span dir=\"RTL\">عبادت خدا آن هم در شان حضرت على (ع <\/span>)<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\">2. <span dir=\"RTL\">تفسیر قرآن و حل مسائل دینى و فتواى حکم حوادثى که در طول 23 سال زندگى پیامبر(ص ) مشابه نداشت <\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\">3. <span dir=\"RTL\">پاسخ به پرسش هاى دانشمندان ملل و شهرهاى دیگر<\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\">4. <span dir=\"RTL\">بیان حکم بسیارى از رویدادهاى نوظ هور که در اسلام سابقه نداشت <\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\">5. <span dir=\"RTL\">حل مسائل هنگامى که دستگاه خلافت در مسائل سیاسى و پاره اى از مشکلات با بن بست روبرو مى شد<\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\">6. <span dir=\"RTL\">تربیت و پرورش گروهى که از ضمیر پاک و روح آماده ، براى سیر و سلوک برخوردار هستند<\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\">7. <span dir=\"RTL\">کار و کوشش براى تامین زندگى بسیارى از بینوایان و درماندگان تا آن جا که با دست خویش باغ احداث مى کرد و قنات استخراج مى نمود و سپس آن ها را در راه خدا وقف مى نمود<\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><strong><span dir=\"RTL\">خلافت حضرت على (ع <\/span><\/strong><strong>) : <\/strong><\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">در زمان خلافت حضرت على (ع ) جنگ هاى فراوانى رخ داد از جمله صفین ، جمل و نهروان که هر یک پیامدهاى خاصى به دنبال داشت <\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><strong><span dir=\"RTL\">شهادت امام على (ع <\/span><\/strong><strong>) : <\/strong><\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">بعد از جنگ نهروان و سرکوب خوارج برخى از خوارج از جمله عبدالرحمان بن ملجم مرادى ، و برک بن عبدالله تمیمى و عمروبن بکر تمیمى در یکى از شب ها گرد هم آمدند و اوضاع آن روز و خونریزى ها و جنگ هاى داخلى را بررسى کردند و از نهروان و کشتگان خود یاد کردند و سرانجام به این نتیجه رسیدند که باعث این خونریزى و برادرکشى حضرت على (ع ) و معاویه و عمروعاص است . و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند، مسلمانان تکلیف خود را خواهند دانست . سپس با هم پیمان بستند که هر یک از آنان متعهد کشتن یکى از سه نفر گردد.ابن ملجم متعهد قتل امام على (ع ) شد و در شب نوزدهم ماه رمضان همراه چند نفر در مسجد کوفه نشستند. آن شب حضرت على (ع ) در خانه دخترش مهمان بودند و از واقعه صبح با خبر بودند، وقتى موضوع را با دخترش در میان نهاد، ام کلثوم گفت : فردا جعده را به مسجد بفرستید.حضرت على (ع ) فرمود: از قضاى الهى نمى توان گریخت . آنگاه کمربند خود را محکم بست و در حالى که این دو بیت را زمزمه مى کرد عازم مسجد شد. کمر خود را براى مرگ محکم ببند، زیرا مرگ تو را ملاقات خواهدکرد.و از مرگ ، آنگاه که به سراى تو در آید(10). جزع و فریاد مکن ابن ملجم ، در حالى که حضرت على (ع <\/span>) <span dir=\"RTL\">در سجده بودند، ضربتى بر فرق مبارک خون از سر حضرتش در محراب جارى شد و محاسن (11) آن حضرت وارد ساخت . شریفش را رنگین کرد<\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif\"><span dir=\"RTL\">در این حال آن حضرت فرمود: \" فزت و رب الکعبه \" به خداى کعبه سوگند که رستگار شدم سپس آیه 55 سوره طه را تلاوت فرمود: \" شما را از خاک آفریدیم و در آن بازتان مى گردانیم و بار دیگر از آن (12)بیرونتان مى آوریم . حضرت على (ع ) در واپسین لحظات زندگى نیز به فکر صلاح و سعادت مردم بود و به فرزندان و بستگان و تمام مسلمانان چنین وصیت فرمود: \" شما را به پرهیزکارى سفارش مى کنم و به اینکه کارهاى خود را منظم کنید و اینکه همواره در فکر اصلاح بین مسلمانان باشید. یتیمان را فراموش نکنید، حقوق همسایگان را مراعات کنید. قرآن را برنامه ى عملى خود قرار دهید. نماز را بسیار گرامى بدارید که ستون دین شماست .\" حضرت على (ع ) در 21 ماه رمضان به شهادت رسید و در نجف اشرف به خاک سپرده شد، و مزارش میعادگاه عاشقان حق و حقیقت شد<\/span>.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"> <\/p>\r\n\r\n<p style=\"text-align:justify\"> <\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2014-05-12 16:46:30","content_date_event":"2014-05-12 16:46:30","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2014-05-14 11:15:38","content_date_register":"2014-05-12 16:53:02","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":0,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":352,"eid":352,"attach_title":"سیره امام علی (علیه السلام)","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/100\/attach\/201405\/30625_3110751058_150_129.webp","300":".\/cache\/100\/attach\/201405\/30625_3110751058_300_258.webp","400":".\/cache\/100\/attach\/201405\/30625_3110751058_400_344.webp","600":".\/cache\/100\/attach\/201405\/30625_3110751058_410_353.webp","900":".\/cache\/100\/attach\/201405\/30625_3110751058_410_353.webp","1200":".\/cache\/100\/attach\/201405\/30625_3110751058_410_353.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3110751058,"files":{"original":{"url":".\/file\/100\/attach\/201405\/30625_3110751058.jpg","width":410,"height":353,"size":0}}}]}]]