[[{"content_id":61154,"content_number":0,"portal_id":100,"lang_id":"fa","content_title":"غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ یک دریاست؛ رمزی است بین خدا و انسان.","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"خلاصه &rlm;اى از واقعه غدیر\r\n\r\n&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; \r\n\r\n&nbsp;اعلان عمومى براى سفر حج\r\n\r\nدر سال دهم هجرت، به دستور الهى، آخرین سفر پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) به مکه براى تعلیم حج و اعلام ولایت ائمه (علیهم السلام) آغاز شد. در این سفر بیش از یکصد و بیست هزار نفر آن حضرت را همراهى کردند که در شرایط آن زمان سابقه نداشت.بلافاصله پس از پایان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مکه خارج شوند و براى برنامه اى مهم در غدیر خم - که کمى قبل از محل جدا شدن کاروان ها بود ـ حضور یابند.سه روز پس از پایان مراسم حج، سیل جمعیت به سوى غدیر حرکت کردند.\r\n\r\n&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;اجتماع عظیم در غدیر\r\n\r\nبا رسیدن به محل موعود،فرمان توقف از سوى پیامبر (صلى الله علیه و آله) صادر شد و مرکب ها از حرکت ایستادند و مردم پیاده شدند و هر کس جایى براى توقف سه روزه آماده کرد.\r\n\r\nبه دستور پیامبر (صلى الله علیه و آله)، سلمان و ابوذر و مقداد و عمار زیر چند درخت کهنسال را آماده کردند و روى درختان، پارچه اى به عنوان سایبان قرار دادند. در زیر سایبان، منبرى به بلندى قامت پیامبر (صلى الله علیه و آله) از سنگ ها و روانداز شتران ساختند به طورى که حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند.\r\n\r\nهنگام ظهر، پس از اداى نماز جماعت، پیامبر (صلى الله علیه و آله) بر فراز منبر ایستادند و امیرالمؤمنین (علیه السلام) را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بایستند. قبل از شروع خطابه، امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر فراز منبر یک پله پائین تر در طرف راست آن حضرت ایستاده بودند.\r\n\r\nسخنرانى پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله)\r\n\r\nپیامبر اکرم نگاهى به سمت راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع کنند. سپس سخنرانى تاریخى و آخرین خطابه رسمى خود را براى جهانیان آغاز کردند. با در نظر گرفتن این شکل خاص از منبر و سخنرانى که دو نفر بر فراز منبر در حال قیام دیده مى شوند به استقبال سخنان حضرت مى رویم که آن را مى توان در یازده بخش ترسیم نمود:\r\n\r\nپیامبر (صلى الله علیه و آله) در اولین بخش سخن به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت خداوند را ذکر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.\r\n\r\nدر بخش دوم، حضرت سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصریح کردند که باید فرمان مهمى درباره على بن ابى طالب علیه السلام ابلاغ کنم، و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهى را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم.\r\n\r\nدر سومین بخش، حضرت امامت دوازده امام (علیهم السلام) را تا آخرین روز دنیا اعلام نمودند تا همه طمع ها یکباره قطع شود. از نکات مهم در سخنرانى حضرت، اشاره به عمومیت ولایت آنان بر همه انسان ها در طول زمان ها و در همه مکان ها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور بود، و نیابت تام ائمه (علیهم السلام) را از خدا و رسول در حلال و حرام و جمیع اختیارات اعلام فرمودند.\r\n\r\nبراى آن که هرگونه ابهامى از بین برود و دست منافقین از هر جهت بسته باشد، در بخش چهارم خطبه، پیامبر (صلى الله علیه و آله) با دست هاى مبارک بازوان امیرالمؤمنین (علیه السلام) را گرفتند و آن حضرت را از جا بلند کردند تا حدى که پاهاى آن حضرت محاذى زانوان پیامبر قرار گرفت. در این حال فرمودند: &laquo;من کنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله&raquo;؛ &laquo;هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر بوده ام این على هم نسبت به او صاحب اختیارتر است. خدایا دوست بدار هر کس على را دوست بدارد، و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد، و یارى کن هر کس او را یارى کند، و خوار کن هر کس او را خوار کند.&raquo;\r\n\r\nسپس کمال دین و تمام نعمت را با ولایت ائمه (علیهم السلام) اعلام فرمودند و بعد از آن خدا و ملائکه و مردم را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند.\r\n\r\nدر بخش پنجم حضرت صریحا فرمودند: &laquo;هر کس از ولایت ائمه (علیهم السلام) سر باز زند اعمال نیکش سقوط مى کند و در جهنم خواهد بود.&raquo; بعد از آن شمه اى از فضائل امیرالمؤمنین (علیه السلام) را متذکر شدند.مرحله ششم از سخنان پیامبر (صلى الله علیه و آله) جنبه غضب الهى را نمودار کرد. حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن فرمودند: &laquo;منظور از این آیات عده اى از اصحاب من هستند که مأمور به چشم پوشى از آنان هستم، ولى بدانند که خداوند ما را بر معاندین و مخالفین و خائنین و مقصرین حجت قرار داده است، و چشم پوشى از آنان در دنیا مانع از عذاب آخرت نیست.&raquo;\r\n\r\nسپس به پیشوایان گمراهى که مردم را به جهنم مى کشانند اشاره کرده فرمودند: &laquo;من از همه آنان بیزارم.&raquo; اشاره اى رمزى هم به &laquo;اصحاب صحیفه ملعونه&raquo; داشتند و تصریح کردند که بعد از من مقام امامت را غصب مى کنند و سپس غاصبین را لعنت کردند.\r\n\r\nدر بخش هفتم، حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) قرار دادند و فرمودند: &laquo;اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) هستند.&raquo;\r\n\r\nسپس آیاتى از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت کردند و آنها را به شیعیان و پیروان آل محمد (علیهم السلام) تفسیر فرمودند. آیاتى هم درباره اهل جهنم تلاوت نمودند و آنها را به دشمنان آل محمد (علیهم السلام) معنى کردند.\r\n\r\nدر بخش هشتم مطالبى اساسى درباره حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدى (ارواحنا فداه فرمودند و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره کردند و آینده اى پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل الله فرجه را به جهانیان مژده دادند.\r\n\r\nدر بخش نهم فرمودند: پس از اتمام خطابه شما را به بیعت با خودم و سپس بیعت با على بن ابى طالب (علیه السلام) دعوت مى کنم. پشتوانه این بیعت آن است که من با خداوند بیعت کرده ام، و على هم با من بیعت نموده است. پس از این بیعتى که از شما مى گیرم از طرف خداوند و بیعت با حق تعالى است.\r\n\r\nدر دهمین بخش، حضرت درباره احکام الهى سخن گفتند که مقصود بیان چند پایه مهم عقیدتى بود: از جمله این که چون بیان همه حلال ها و حرام ها توسط من امکان ندارد با بیعتى که از شما درباره ائمه (علیهم السلام) مى گیرم به نوعى حلال و حرام را تا روز قیامت بیان کرده ام. دیگر این که بالاترین امر به معروف و نهى از منکر، تبلیغ پیام غدیر درباره امامان (علیهم السلام) و امر به اطاعت از ایشان و نهى از مخالفتشان است.\r\n\r\nدر آخرین مرحله خطابه، بیعت لسانى انجام شد. حضرت با توجه به آن جمعیت انبوه و شرائط&nbsp; غیر عادى زمان و مکان و عدم امکان بیعت با دست براى همه مردم، فرمودند: &laquo;خداوند دستور داده تا قبل از بیعت با دست، از زبان هاى شما اقرار بگیرم.&raquo;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسپس مطلبى را که مى بایست همه مردم به آن اقرار مى کردند تعیین کردند که خلاصه آن اطاعت از دوازده امام (علیهم السلام) و عهد و پیمان بر عدم تغییر و تبدیل و بر رساندن پیام غدیر به نسل هاى آینده و غائبان از غدیر بود. در ضمن بیعت با دست هم حساب مى شد زیرا حضرت فرمودند: &laquo;بگویید با جان و زبان و دستمان بیعت مى کنیم.&raquo;\r\n\r\nبیعت عمومى\r\n\r\nپس از اتمام خطابه پیامبر (صلى الله علیه و آله)، دو خیمه بر پا شد که در یکى خود آن حضرت و در دیگرى امیرالمؤمنین (علیه السلام)، جلوس فرمودند. مردم دسته دسته وارد خیمه حضرت مى شدند و پس از بیعت و تبریک، در خیمه امیرالمؤمنین (علیه السلام) حضور مى یافتند و با آن حضرت بیعت مى کردند و تبریک مى گفتند.\r\n\r\nزنان نیز، با قرار دادن ظرف آبى که پرده اى در وسط آن بود بیعت نمودند. به این صورت که امیرالمؤمنین (علیه السلام) دست مبارک را در یک سوى پرده داخل آب قرار مى دادند و در سوى دیگر زنان دست خود را در آب قرار مى دادند.\r\n\r\nوقایع سه روز در غدیر\r\n\r\nدر طول سه روز توقف در غدیر، پس از ایراد خطابه چند جریان به عنوان تأکید و به نشانه اهمیت غدیر به وقوع پیوست که شرح آن چنین است:\r\n\r\nپیامبر (صلى الله علیه و آله) در این مراسم، عمامه خود را ـ که &laquo;سحاب&raquo; نام داشت به عنوان افتخار بر سر امیرالمؤمنین (علیه السلام) قرار دادند.\r\n\r\nحسان بن ثابت از پیامبر (صلى الله علیه و آله) درخواست کرد تا در مورد غدیر شعرى بگوید، و با اجازه حضرت اولین شعر غدیر را سرود.\r\n\r\nجبرئیل علیه السلام به صورت انسانى ظاهر شد و خطاب به مردم فرمود: &laquo;پیامبر براى على بن ابى طالب عهد و پیمانى گرفت که جز کافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمى زند.&raquo;\r\n\r\nمردى از منافقین گفت: &laquo;خدایا اگر آنچه محمد مى گوید از طرف توست سنگى از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکى بر ما بفرست.&raquo; در همین لحظه سنگى از آسمان بر سر او فرود آمد و او را هلاک کرد، و این معجزه غدیر تأیید الهى را بر همگان روشن کرد.پس از سه روز مراسم پر شور غدیر پایان یافت، و آن روزها به عنوان &laquo;ایام الولایة&raquo; در صفحات تاریخ نقش بست. مردم پس از وداع با پیامبرشان و معرفت کامل به جانشینان آن حضرت تا روز قیامت، راهى شهر و دیار خود شدند. خبر واقعه غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت شایع گردید و خداوند بدینگونه حجتش را بر همه مردم تمام کرد.\r\n\r\nچگونگی بیعت مردان\r\n\r\nبا پایان یافتن خطابه پیامبر اکرم، مردم به سوى پیامبر(صلی الله علیه و آله)و امیر المؤمنین(علیه السلام) هجوم آوردند، و با ایشان به عنوان بیعت دست مى دادند و تبریک و تهنیت مى گفتند.\r\n\r\nپیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) دستور دادند تا دو خیمه بر پا شود. در یکى خود نشستند و به امیر المؤمنین (علیه السلام) دستور دادند تا در خیمه دیگر بنشینند. مردم دسته دسته در خیمه پیامبر (صلی الله علیه و آله) حضور مى یافتند و پس از بیعت و تبریک به خیمه امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى آمدند و به عنوان امام و خلیفه بعد از پیامبرشان با حضرتش بیعت مى کردند و با لقب &laquo;امیر المؤمنین&raquo; بر آن حضرت سلام مى کردند، و این مقام والا را تبریک و تهنیت مى گفتند. برنامه بیعت و تهنیت تا سه روز ادامه داشت و حضرت این مدت را در منطقه غدیر اقامت داشتند.\r\n\r\nمسئله جالب در این بیعت آن است که کسانى که در غدیر پیش از همه با امیرالمؤمنین بیعت نمودند و خود را از دیگران جلو انداختند؛ زودتر از همه بیعت خود را شکستند و پیمان خود را زیر پا گذاشتند.\r\n\r\nدر تاریخ آمده که خلیفه دوم بعد از بیعت، این کلمات را بر زبان مى راند: &laquo;افتخار برایت باد، گوارایت باد، اى پسر ابى طالب! خوشا به حالت اى اباالحسن، اکنون مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمنى شده اى&raquo;!!!\r\n\r\nچگونگی بیعت زنان با امیرالمومنین &nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاز طرف دیگر، پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور دادند تا ظرف آبى آورده و پرده اى بر روى آن زدند. امیر المؤمنین(علیه السلام) دست خود را در ظرف آب نهاده و زنان در سوى دیگر پرده با قرار دادن دست خود در ظرف آب، با آن حضرت بیعت کردند.\r\n\r\nیادآورى مى شود که حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در غدیر حضور داشتند، و کلیه همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز در آن مراسم حاضر بودند.\r\n\r\nعمامه سحاب پیامبر\r\n\r\nدر این مراسم، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) عمامه خود را که &laquo;سحاب&raquo; نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین (علیه السلام) گذاشتند و انتهاى عمامه را از پشت سر بر دوش آن حضرت قرار دادند.\r\n\r\nشعر غدیر\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر مراسم پر شور غدیر، حسان بن ثابت از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) اجازه خواست تا به مناسبت این واقعه عظیم شعرى درباره امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) بسراید.\r\n\r\nحضرت فرمودند: بگو به برکت خداوند.\r\n\r\nحسان در جاى بلندى قرار گرفت و گفت: &laquo;اى بزرگان قریش، سخن مرا به گواهى و امضاى پیامبر (صلی الله علیه و آله) گوش کنید.&raquo; سپس اشعارى را که همانجا سروده بود خواند که به عنوان یک سند تاریخى از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند.\r\n\r\nجبرئیل در غدیر\r\n\r\nاتمام حجت دیگر این بود که مردى زیباروى در کنار مردم مى گفت:\r\n\r\n&laquo;به خدا قسم روزى مانند این روز هرگز ندیدم. چقدر کار پسر عمویش را محکم نمود! براى او پیمانى بست که جز کافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمى زند. واى بر کسى که پیمان او را بشکند.&raquo;\r\n\r\nعمر نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: شنیدى این مرد چه مى گفت؟! حضرت فرمودند: او را شناختى؟ گفت: نه. حضرت فرمودند.\r\n\r\n&laquo;او روح الامین جبرئیل بود. تو مواظب باش این پیمان را نشکنى. اگر چنین کنى خدا و رسول و ملائکه و مؤمنان از تو بیزار خواهند بود!&raquo;\r\n\r\nمعجزه غدیر\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nامضاى الهى بر غدیر، معجزه اى بود که پس از اعلام ولایت توسط پیامبر(صلی الله علیه و آله) به وقوع پیوست. حارث فهرى نزد حضرت آمد و معترضانه پرسید: آیا این ولایت که امروز اعلام کردى از جانب خدا بود؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: آرى از جانب خدا بود.\r\n\r\nدر اینجا حارث خطاب به خداوند گفت: &laquo;خدایا! اگر آنچه محمد مى گوید حق و از جانب توست سنگى از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکى بر ما بفرست!!&raquo;\r\n\r\nهمین که سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگى از آسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد و از پشتش خارج گردید و همانجا او را هلاک کرد.\r\n\r\nبا این معجزه، بار دیگر بر همگان مسلم شد که &laquo;غدیر&raquo; از منبع وحى سرچشمه گرفته و فرمان الهى است و منکرین آن مستحق عذاب اند.\r\n\r\nپایان مراسم غدیر\r\n\r\nپس از سه روز، مراسم غدیر پایان پذیرفت و آن روزها به عنوان &laquo;ایام الولایة&raquo; در ذهن ها نقش بست. گروه ها و قبائل عرب، پس از وداع با پیامبر(صلی الله علیه و آله) و معرفت کامل به جانشین آن حضرت راهى شهر و دیار خود شدند و پیامبر(صلی الله علیه و آله) عازم مدینه گردیدند.\r\n\r\nخبر واقعه غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت شایع گردید و به گوش همگان رسید، و بدینگونه خداوند حجتش را بر مردم تمام کرد.","content_html":"<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">خلاصه ‏اى از واقعه غدیر<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">            <\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"> <\/span><\/span><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;font-size:14px;\">اعلان عمومى براى سفر حج<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در سال دهم هجرت، به دستور الهى، آخرین سفر پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) به مکه براى تعلیم حج و اعلام ولایت ائمه (علیهم السلام) آغاز شد. در این سفر بیش از یکصد و بیست هزار نفر آن حضرت را همراهى کردند که در شرایط آن زمان سابقه نداشت.<\/span><\/span><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;font-size:14px;\">بلافاصله پس از پایان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مکه خارج شوند و براى برنامه اى مهم در غدیر خم - که کمى قبل از محل جدا شدن کاروان ها بود ـ حضور یابند.سه روز پس از پایان مراسم حج، سیل جمعیت به سوى غدیر حرکت کردند.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">               اجتماع عظیم در غدیر<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">با رسیدن به محل موعود،فرمان توقف از سوى پیامبر (صلى الله علیه و آله) صادر شد و مرکب ها از حرکت ایستادند و مردم پیاده شدند و هر کس جایى براى توقف سه روزه آماده کرد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">به دستور پیامبر (صلى الله علیه و آله)، سلمان و ابوذر و مقداد و عمار زیر چند درخت کهنسال را آماده کردند و روى درختان، پارچه اى به عنوان سایبان قرار دادند. در زیر سایبان، منبرى به بلندى قامت پیامبر (صلى الله علیه و آله) از سنگ ها و روانداز شتران ساختند به طورى که حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">هنگام ظهر، پس از اداى نماز جماعت، پیامبر (صلى الله علیه و آله) بر فراز منبر ایستادند و امیرالمؤمنین (علیه السلام) را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بایستند. قبل از شروع خطابه، امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر فراز منبر یک پله پائین تر در طرف راست آن حضرت ایستاده بودند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سخنرانى پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله)<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیامبر اکرم نگاهى به سمت راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع کنند. سپس سخنرانى تاریخى و آخرین خطابه رسمى خود را براى جهانیان آغاز کردند. با در نظر گرفتن این شکل خاص از منبر و سخنرانى که دو نفر بر فراز منبر در حال قیام دیده مى شوند به استقبال سخنان حضرت مى رویم که آن را مى توان در یازده بخش ترسیم نمود:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیامبر (صلى الله علیه و آله) در اولین بخش سخن به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت خداوند را ذکر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در بخش دوم، حضرت سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصریح کردند که باید فرمان مهمى درباره على بن ابى طالب علیه السلام ابلاغ کنم، و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهى را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در سومین بخش، حضرت امامت دوازده امام (علیهم السلام) را تا آخرین روز دنیا اعلام نمودند تا همه طمع ها یکباره قطع شود. از نکات مهم در سخنرانى حضرت، اشاره به عمومیت ولایت آنان بر همه انسان ها در طول زمان ها و در همه مکان ها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور بود، و نیابت تام ائمه (علیهم السلام) را از خدا و رسول در حلال و حرام و جمیع اختیارات اعلام فرمودند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">براى آن که هرگونه ابهامى از بین برود و دست منافقین از هر جهت بسته باشد، در بخش چهارم خطبه، پیامبر (صلى الله علیه و آله) با دست هاى مبارک بازوان امیرالمؤمنین (علیه السلام) را گرفتند و آن حضرت را از جا بلند کردند تا حدى که پاهاى آن حضرت محاذى زانوان پیامبر قرار گرفت. در این حال فرمودند: «من کنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»؛ «هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر بوده ام این على هم نسبت به او صاحب اختیارتر است. خدایا دوست بدار هر کس على را دوست بدارد، و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد، و یارى کن هر کس او را یارى کند، و خوار کن هر کس او را خوار کند.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سپس کمال دین و تمام نعمت را با ولایت ائمه (علیهم السلام) اعلام فرمودند و بعد از آن خدا و ملائکه و مردم را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در بخش پنجم حضرت صریحا فرمودند: «هر کس از ولایت ائمه (علیهم السلام) سر باز زند اعمال نیکش سقوط مى کند و در جهنم خواهد بود.» بعد از آن شمه اى از فضائل امیرالمؤمنین (علیه السلام) را متذکر شدند.مرحله ششم از سخنان پیامبر (صلى الله علیه و آله) جنبه غضب الهى را نمودار کرد. حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن فرمودند: «منظور از این آیات عده اى از اصحاب من هستند که مأمور به چشم پوشى از آنان هستم، ولى بدانند که خداوند ما را بر معاندین و مخالفین و خائنین و مقصرین حجت قرار داده است، و چشم پوشى از آنان در دنیا مانع از عذاب آخرت نیست.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سپس به پیشوایان گمراهى که مردم را به جهنم مى کشانند اشاره کرده فرمودند: «من از همه آنان بیزارم.» اشاره اى رمزى هم به «اصحاب صحیفه ملعونه» داشتند و تصریح کردند که بعد از من مقام امامت را غصب مى کنند و سپس غاصبین را لعنت کردند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در بخش هفتم، حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) قرار دادند و فرمودند: «اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) هستند.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سپس آیاتى از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت کردند و آنها را به شیعیان و پیروان آل محمد (علیهم السلام) تفسیر فرمودند. آیاتى هم درباره اهل جهنم تلاوت نمودند و آنها را به دشمنان آل محمد (علیهم السلام) معنى کردند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در بخش هشتم مطالبى اساسى درباره حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدى (ارواحنا فداه فرمودند و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره کردند و آینده اى پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل الله فرجه را به جهانیان مژده دادند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در بخش نهم فرمودند: پس از اتمام خطابه شما را به بیعت با خودم و سپس بیعت با على بن ابى طالب (علیه السلام) دعوت مى کنم. پشتوانه این بیعت آن است که من با خداوند بیعت کرده ام، و على هم با من بیعت نموده است. پس از این بیعتى که از شما مى گیرم از طرف خداوند و بیعت با حق تعالى است.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در دهمین بخش، حضرت درباره احکام الهى سخن گفتند که مقصود بیان چند پایه مهم عقیدتى بود: از جمله این که چون بیان همه حلال ها و حرام ها توسط من امکان ندارد با بیعتى که از شما درباره ائمه (علیهم السلام) مى گیرم به نوعى حلال و حرام را تا روز قیامت بیان کرده ام. دیگر این که بالاترین امر به معروف و نهى از منکر، تبلیغ پیام غدیر درباره امامان (علیهم السلام) و امر به اطاعت از ایشان و نهى از مخالفتشان است.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در آخرین مرحله خطابه، بیعت لسانى انجام شد. حضرت با توجه به آن جمعیت انبوه و شرائط  غیر عادى زمان و مکان و عدم امکان بیعت با دست براى همه مردم، فرمودند: «خداوند دستور داده تا قبل از بیعت با دست، از زبان هاى شما اقرار بگیرم.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سپس مطلبى را که مى بایست همه مردم به آن اقرار مى کردند تعیین کردند که خلاصه آن اطاعت از دوازده امام (علیهم السلام) و عهد و پیمان بر عدم تغییر و تبدیل و بر رساندن پیام غدیر به نسل هاى آینده و غائبان از غدیر بود. در ضمن بیعت با دست هم حساب مى شد زیرا حضرت فرمودند: «بگویید با جان و زبان و دستمان بیعت مى کنیم.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بیعت عمومى<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از اتمام خطابه پیامبر (صلى الله علیه و آله)، دو خیمه بر پا شد که در یکى خود آن حضرت و در دیگرى امیرالمؤمنین (علیه السلام)، جلوس فرمودند. مردم دسته دسته وارد خیمه حضرت مى شدند و پس از بیعت و تبریک، در خیمه امیرالمؤمنین (علیه السلام) حضور مى یافتند و با آن حضرت بیعت مى کردند و تبریک مى گفتند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">زنان نیز، با قرار دادن ظرف آبى که پرده اى در وسط آن بود بیعت نمودند. به این صورت که امیرالمؤمنین (علیه السلام) دست مبارک را در یک سوى پرده داخل آب قرار مى دادند و در سوى دیگر زنان دست خود را در آب قرار مى دادند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">وقایع سه روز در غدیر<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در طول سه روز توقف در غدیر، پس از ایراد خطابه چند جریان به عنوان تأکید و به نشانه اهمیت غدیر به وقوع پیوست که شرح آن چنین است:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیامبر (صلى الله علیه و آله) در این مراسم، عمامه خود را ـ که «سحاب» نام داشت به عنوان افتخار بر سر امیرالمؤمنین (علیه السلام) قرار دادند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حسان بن ثابت از پیامبر (صلى الله علیه و آله) درخواست کرد تا در مورد غدیر شعرى بگوید، و با اجازه حضرت اولین شعر غدیر را سرود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">جبرئیل علیه السلام به صورت انسانى ظاهر شد و خطاب به مردم فرمود: «پیامبر براى على بن ابى طالب عهد و پیمانى گرفت که جز کافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمى زند.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مردى از منافقین گفت: «خدایا اگر آنچه محمد مى گوید از طرف توست سنگى از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکى بر ما بفرست.» در همین لحظه سنگى از آسمان بر سر او فرود آمد و او را هلاک کرد، و این معجزه غدیر تأیید الهى را بر همگان روشن کرد.پس از سه روز مراسم پر شور غدیر پایان یافت، و آن روزها به عنوان «ایام الولایة» در صفحات تاریخ نقش بست. مردم پس از وداع با پیامبرشان و معرفت کامل به جانشینان آن حضرت تا روز قیامت، راهى شهر و دیار خود شدند. خبر واقعه غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت شایع گردید و خداوند بدینگونه حجتش را بر همه مردم تمام کرد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">چگونگی بیعت مردان<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">با پایان یافتن خطابه پیامبر اکرم، مردم به سوى پیامبر(صلی الله علیه و آله)و امیر المؤمنین(علیه السلام) هجوم آوردند، و با ایشان به عنوان بیعت دست مى دادند و تبریک و تهنیت مى گفتند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) دستور دادند تا دو خیمه بر پا شود. در یکى خود نشستند و به امیر المؤمنین (علیه السلام) دستور دادند تا در خیمه دیگر بنشینند. مردم دسته دسته در خیمه پیامبر (صلی الله علیه و آله) حضور مى یافتند و پس از بیعت و تبریک به خیمه امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى آمدند و به عنوان امام و خلیفه بعد از پیامبرشان با حضرتش بیعت مى کردند و با لقب «امیر المؤمنین» بر آن حضرت سلام مى کردند، و این مقام والا را تبریک و تهنیت مى گفتند. برنامه بیعت و تهنیت تا سه روز ادامه داشت و حضرت این مدت را در منطقه غدیر اقامت داشتند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مسئله جالب در این بیعت آن است که کسانى که در غدیر پیش از همه با امیرالمؤمنین بیعت نمودند و خود را از دیگران جلو انداختند؛ زودتر از همه بیعت خود را شکستند و پیمان خود را زیر پا گذاشتند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در تاریخ آمده که خلیفه دوم بعد از بیعت، این کلمات را بر زبان مى راند: «افتخار برایت باد، گوارایت باد، اى پسر ابى طالب! خوشا به حالت اى اباالحسن، اکنون مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمنى شده اى»!!!<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">چگونگی بیعت زنان با امیرالمومنین  <\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">از طرف دیگر، پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور دادند تا ظرف آبى آورده و پرده اى بر روى آن زدند. امیر المؤمنین(علیه السلام) دست خود را در ظرف آب نهاده و زنان در سوى دیگر پرده با قرار دادن دست خود در ظرف آب، با آن حضرت بیعت کردند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">یادآورى مى شود که حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در غدیر حضور داشتند، و کلیه همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز در آن مراسم حاضر بودند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">عمامه سحاب پیامبر<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در این مراسم، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) عمامه خود را که «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین (علیه السلام) گذاشتند و انتهاى عمامه را از پشت سر بر دوش آن حضرت قرار دادند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">شعر غدیر<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در مراسم پر شور غدیر، حسان بن ثابت از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) اجازه خواست تا به مناسبت این واقعه عظیم شعرى درباره امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) بسراید.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حضرت فرمودند: بگو به برکت خداوند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حسان در جاى بلندى قرار گرفت و گفت: «اى بزرگان قریش، سخن مرا به گواهى و امضاى پیامبر (صلی الله علیه و آله) گوش کنید.» سپس اشعارى را که همانجا سروده بود خواند که به عنوان یک سند تاریخى از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">جبرئیل در غدیر<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">اتمام حجت دیگر این بود که مردى زیباروى در کنار مردم مى گفت:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«به خدا قسم روزى مانند این روز هرگز ندیدم. چقدر کار پسر عمویش را محکم نمود! براى او پیمانى بست که جز کافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمى زند. واى بر کسى که پیمان او را بشکند.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">عمر نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: شنیدى این مرد چه مى گفت؟! حضرت فرمودند: او را شناختى؟ گفت: نه. حضرت فرمودند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«او روح الامین جبرئیل بود. تو مواظب باش این پیمان را نشکنى. اگر چنین کنى خدا و رسول و ملائکه و مؤمنان از تو بیزار خواهند بود!»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">معجزه غدیر<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امضاى الهى بر غدیر، معجزه اى بود که پس از اعلام ولایت توسط پیامبر(صلی الله علیه و آله) به وقوع پیوست. حارث فهرى نزد حضرت آمد و معترضانه پرسید: آیا این ولایت که امروز اعلام کردى از جانب خدا بود؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: آرى از جانب خدا بود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در اینجا حارث خطاب به خداوند گفت: «خدایا! اگر آنچه محمد مى گوید حق و از جانب توست سنگى از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکى بر ما بفرست!!»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">همین که سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگى از آسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد و از پشتش خارج گردید و همانجا او را هلاک کرد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">با این معجزه، بار دیگر بر همگان مسلم شد که «غدیر» از منبع وحى سرچشمه گرفته و فرمان الهى است و منکرین آن مستحق عذاب اند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پایان مراسم غدیر<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از سه روز، مراسم غدیر پایان پذیرفت و آن روزها به عنوان «ایام الولایة» در ذهن ها نقش بست. گروه ها و قبائل عرب، پس از وداع با پیامبر(صلی الله علیه و آله) و معرفت کامل به جانشین آن حضرت راهى شهر و دیار خود شدند و پیامبر(صلی الله علیه و آله) عازم مدینه گردیدند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span dir=\"rtl\">خبر واقعه غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت شایع گردید و به گوش همگان رسید، و بدینگونه خداوند حجتش را بر مردم تمام کرد.<\/span><\/span><\/span><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2016-09-18 09:54:10","content_date_event":"2016-09-18 09:54:10","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2016-09-18 09:59:43","content_date_register":"2016-09-18 09:58:40","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":355,"eid":355,"attach_title":"غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ یک دریاست؛ رمزی است بین خدا و انسان.","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/100\/attach\/201609\/172381_1675511008_120_90.webp","300":".\/cache\/100\/attach\/201609\/172381_1675511008_120_90.webp","400":".\/cache\/100\/attach\/201609\/172381_1675511008_120_90.webp","600":".\/cache\/100\/attach\/201609\/172381_1675511008_120_90.webp","900":".\/cache\/100\/attach\/201609\/172381_1675511008_120_90.webp","1200":".\/cache\/100\/attach\/201609\/172381_1675511008_120_90.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1675511008,"files":{"original":{"url":".\/file\/100\/attach\/201609\/172381_1675511008.jpg","width":120,"height":90,"size":0}}}]}]]